فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه سن داره

خوشگلای خاله

شعر کودکانه 2

شب که میشه ستاره ها راهی آسمون میشن دور و بر ماه میشینن همدل و همزبون میشن   شب ها بیا کنارهم به آسمون نگا کنیم ستاره ها را ببینیم با همدیگه دعا کنیم   به یاد بیاریم که خدا ما آدما را آفرید ماه  قشنگ نقره ای ستاره ها را آفرید   بیا با هم بگیم خدا، خدای پاک و مهربون هر کسی که به  یادته به آرزوهاش برسون ...
9 بهمن 1390

بدون عنوان

سلام خوشگل موشگلای خاله ببخشید خیلی وقت که نیومدم سربزنم و مطلب جدیدی بزارم آخه امتحان داشتم ونشد دیگه بیام پشت سیستم بشینم آخرای ماه صفر هردوتاتون اومدین خونمون خیلی خوش گذشت فاطی طلا دندوناش که در اومده بود کلی تغییر کرده جیگر خاله علیرضا هم که واسه خودش مردی شده کلی پول میزاره توجیبش میگه حالا مرد شدم  .... باید ببخشین فعلا یه خورده کار دارم دوباره میام فعلا بای......
8 بهمن 1390

سرماخوردگی

فاطی طلا شنبه 1390/10/10 حالش خیلی بد بود جیگر خاله سرماخورده بود وتب داشت با مامان باباش دکتر بودن مامانیش ساعت 7:45دقیقه بود که زنگ زدخونمون گفتش که دکتریم آخه خودشم مریض بود خلاصه اینکه بابابزرگ ومادرجون همون روز رفتن سقز ساعت 15 ایشالله که هرچه زودتر خوب بشن ومادر جون وبابابزرگ برگردن خونه ....
12 دی 1390

شب یلدا

شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز ) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان ) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.         ...
30 آذر 1390

بدون عنوان

  ایام تاسوعا عاشورا تموم شد وهمه به خونه هاشون رفتن علیرضا متین وفاطمه البته متین به خاطر کار بابایش نتونستن تاسوعا عاشورا بیان روز چهاشنبه اومدن عمه باباش فوت کرده بود اومدن که به مراسم اوناهم برسن روز جمعه ساعت ١٤ رفتن فاطی ام با خودشون بردن برسونن خونشون علیرضا هم روزشنبه صبح رفت یه خوردم سرماخورده بود ...
21 آذر 1390