بدون عنوان
علیرضا جونم شیطونی کردی هاااااااااااااااا موبایل بابا بزرگ رو زیر فرش خونه عزیزاینا قایم کرده بودی با کلی کش پول کش پولایی که از پیش خودم بردی همه رو زیر فرش خونه عزیز قایم کرده بوری و رفتی خونه خودتون دیشبم زنگ زدم به فاطی جونم یکم سرما خورده بود همش جیغ میزدو بی قراری میکرد وقت واکسن یک سالگیتم بود چون سرما خورده بودی عقب افتاد فعلا شیطونای خاله ........ ...
نویسنده :
خاله زهره
8:29
دندونای فاطی
فاطی جونم دندوناش دیر در اومد یعنی یه هفته قبل تولد یک سالگیش خیلی شیرین وماه شده ...
نویسنده :
خاله زهره
8:42
بدون عنوان
پنج شنبه علیرضا خونمون بود ماشالله آقایی شده واسه خودش روز جمعه بعداز ظهر یکمی با مامانی اینا خوابیدیم علیرضا جونم خوابت نبرد یه لحظه چشمامو باز کردم دیدم یواش یواش داری میری تو آشپزخونه آخه یه بسته پاستیل داشتیم همشو تو اون دوروز تموم کردی بهت میگفتیم زیاد نخور لج میکردی خلاصه فکر کردی که کاملا خوابیم میرفتی یواشکی پاستیل میخوردی دوباره می اومدی برنامه تلویزیونو تماشا می کردی ...
نویسنده :
خاله زهره
8:41
بدون عنوان
یکم تولد عسل خاله بود نشد همون دیروز بنویسم مادر جون وبابا بزرگ مهمونت بودن مامانی ازت عکس گرفته هروقت دیدمش عکساتو میگیرم ازش میزارم ایشالله که ١٠٠ ساله شی فاطی جونم درست ٩ روز مادرجون وبابا بزرگ پیشت بودن خیلی خوش بحالت بوده ها......... ...
نویسنده :
خاله زهره
8:27
تقدیم
سلام به خواهرزاده های گل وخوشگلم این وبلاگ رو واسه شما طراحی کردم وامیدوارم هروقت که بزرگ شدین خودتون بیاین واین وبلاگ رو ببینید عزیزای دلم ...
نویسنده :
خاله زهره
17:35
اومدم به سقز
سه شنبه 1390/08/24 با خونه خاله مهرانه رفتیم سقز خیلی خوش گذشت مادرجون وبابابزرگ یه روز زودتر رفتن از سقز هم رفیم بانه یه سری زدیم فاطی جونم خیلی خیلی شیرین کاری می کرد علیرضاهم تو سنندج مهمون داشت خونه خاله الهام ومعصومه وآرزو با زهرا علیرضا جونم سرش شلوغ بوده
نویسنده :
خاله زهره
9:51


